تبلیغات
کلبه تنهایی - ای کاش...

کلبه تنهایی

همیشه مرد باش،جنست مهم نیست مردونگی داشته باش

ای کاش...

از آن زمان که پا کشیده اى و رفته اى، دیگر در نى نى هیچ چشمى بیداد محبت راندیده ام .

باور کن دیگر در آن سوى دل تنگى، دل گرمى و نوازشى را حس نکرده ام .

- به خدا - دست هاى خالى ام بوى گریه گرفته اند!

از آن زمان که رفته اى دلم به میهمانى شب رفته است و دیدگانم جویبارى شده اند از اشک هاى مکرر من!

آه که نمى دانى دلم را با تمام غصه هایش کنار چشمه سار عطوفت و مهربانى ات جاگذاشته ام و از هر  ستاره ى عاشقى سراغ تو و سایه ى سرخت را گرفته ام!

تو گویى هزاران سال است که رفته اى و فاصله گرفته اى! !

از آن زمان که رفته اى، جاى خالى تو در کویر چشمان نگرانم خطى سرخ به یادگار گذاشته است .

اى کاش مى شد در ازدحام ستاره ها شبى تو را بیایم!

اى کاش مى شد زمزمه هاى شیرین کلامت را دوباره به گوش جان بشنوم .

اى کاش ...

از آن زمان که رفته اى خورشید نیز برایم جان داده است . باور کن روزى نیست در شاخه هاى خشک آرزوهایم جوانه اى هرچند رنجور سبز شود!

تو گویى از زمانى که رفته اى پاییز جوان تر شده و بهار درمیان هق هق گریه هاى من به زردى مى رود!

از زمانى که رفته اى بهار را در کوچه باغ خاطراتم به خاک سپرده ام!

اى کاش آفتاب هم با تو خاموش مى شد و چشم هاى آبى آسمان دیگر نمى دیدند!

از آن زمان که رفته اى دیگر در نى نى ....... . ! !؟

 



+ نوشته شده در یکشنبه 29 آبان 1390 ساعت 01:22 ق.ظ توسط آوا | تنها()